لغت نامه دهخدا
یمگان دره. [ ی َ / ی ُ دَ رَ ] ( اِخ ) یمگان. ( یادداشت مؤلف ). دره یمگان:
سنگ یمگان دره زی من رهی از طاعت
فضلها دارد بر لؤلؤ عمانی.ناصرخسرو.و رجوع به یمگان شود.
یمگان دره. [ ی َ / ی ُ دَ رَ ] ( اِخ ) یمگان. ( یادداشت مؤلف ). دره یمگان:
سنگ یمگان دره زی من رهی از طاعت
فضلها دارد بر لؤلؤ عمانی.ناصرخسرو.و رجوع به یمگان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنگ یمگان دره زی من رهی طاعت فضلها دارد بر لولوی عمانی
💡 بگذر ای باد دلافروز خراسانی بر یکی مانده به یمگان دره زندانی