ماه رخساره

لغت نامه دهخدا

ماه رخساره. [ رُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ماه رخسار. ماهرخ. رجوع به ماه رخسار و ماهرخ شود.

فرهنگ فارسی

ماه رخسار

جمله سازی با ماه رخساره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر طلوع ماه رخساره اش از سپهرِ زین اختر طبع آتشین مطلع دیگر آورد

💡 آن شوخ که دل خراب نظاره اوست چشمم حیران ماه رخساره اوست

💡 دگر گفت کاین ماه رخساره کیست ستاده برین دشت از بهر چیست

💡 به ناخن می کند از رشک رویش ماه رخساره دروغ است این که می گویند مه بر رخ کلف دارد