عظیم

عظیم یکی از ویژگی‌های قرآن به شمار می‌آید. به عنوان صفت مشبهه به معنای بزرگ است و به نظر می‌رسد که ریشه آن از واژه عظم به معنای استخوان نشأت گرفته باشد. زیرا بزرگی موجودات استخوان‌دار به اندازه استخوان‌هایشان وابسته است. وقتی گفته می‌شود عظم الشی به معنای بزرگ شدن استخوان است و سپس این مفهوم به معنای کلی بزرگی گسترش یافته است. این واژه ابتدا در توصیف اشیای محسوس و سپس در زمینه‌های اعتباری و معنوی به کار رفته است. همچنین یکی از نام‌ها و صفات قرآن است: ولقد آتیناک سبعا من المثانی والقرآن العظیم؛ ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم». توصیف قرآن کریم به عظیم هم به دلیل حقیقت آن به عنوان مرتبه‌ای از علم الهی و هم به خاطر اهمیت آن در رشد و تکامل انسان است. برخی بر این باورند که علت اینکه خداوند قرآن را با صفت عظمت توصیف کرده، این است که این کتاب تمامی امور دین را به صورت مختصر، با بهترین نظم و کامل‌ترین معنا در خود جای داده است.

لغت نامه دهخدا

عظیم. [ ع َ ] ( ع ص ) بزرگ و کلان و فربه. ( منتهی الارب ). سترگ و بزرگ، خلاف صغیر. ( از اقرب الموارد ). در تداول فارسی به معانی کثیرو مهم و سخت و انبوه و بسیار و هنگفت و فراوان نیز بکار می رود. و هر گاه بر سر صفتی دیگر درآید حالت قید مقدار و کیفیت بخود میگیرد: اندر وی [ اندر خوزستان ] رودهای عظیم و آبهای روان است. ( حدود العالم ). اندر وی پیلانند عظیم قوت. ( حدود العالم )

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (ص. )۱ - بزرگ. ۲ - والا، بلند - قدر. ۳ - فراوان، بسیار.

فرهنگ عمید

۱. بزرگ، کلان.
۲. بلندمرتبه، محترم.

فرهنگ فارسی

بزرگ، کلان
۱ - بزرگ کلان. ۲ - بزرگ قدر والا مرتبه جمع عظام عظمائ. ۳ - زیاد بسیار.
ده از دهستان شاه ولی شهرستان شوشتر این ده مشهور به غضبان است

فرهنگ اسم ها

اسم: عظیم (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: azim) (فارسی: عظيم) (انگلیسی: azim)
معنی: بزرگ، کلان، بسیار، فراوان، با اهمیت، مهم، از صفات و نام های خداوند، از نامهای خداوند

جملاتی از کلمه عظیم

بجست هوش دل از درد این عظیم عنا بخست گوش سر از رنج این مهیب خبر
بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم