ضایعات

لغت نامه دهخدا

ضایعات. [ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضایعة.

فرهنگ عمید

= ضایع

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ضایع ۱ - از دست رفته تلف شده. ۲ - فاسد گشته تباه شده جمع ضایعات.

فرهنگستان زبان و ادب

{scrap} [مهندسی محیط زیست و انرژی] دورریزهای حاصل از فرایندهای تولید

جمله سازی با ضایعات

💡 این ضایعات را در تومورهای مغز و خونریزی‌های مغزی می‌توان دید.

💡 آکرواستئولیز ممکن است با حداقل تغییرات پوستی یا ضایعات پوستی ایسکمیک که ممکن است منجر به نکروز انگشتان شود همراه باشد. : 665 

💡 معمولاً بیماری بی‌خطر است و موارد خفیف فقط مشکل زیبایی برای بیمار ایجاد می‌کند. درمان شامل عوامل ضدالتهاب موضعی است. معمولاً ضایعات (به‌خصوص قرمزی) با درمان کوتاه‌مدت عود می‌کنند و رفع دائمی یا طولانی مدت ضایعات نیازمند درمان طولانی مدت مثلاً یک یا دو ساله است.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز