سدانت

لغت نامه دهخدا

سدانت. [س ِ ن َ ] ( از ع، اِ مص ) سدانة. رجوع به سدانة شود.
سدانة. [ س ِ ن َ ] ( ع مص ) خدمت کردن کعبه را یا بتخانه را. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( المصادر زوزنی ). پرده داری. ( دستوراللغة ). || دربانی نمودن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(سَ نَ ) [ ع. سدانة ] (مص م. ) پرده - داری کردن.

فرهنگ عمید

۱. پرده داری کردن و خدمت کردن در کعبه یا بت خانه.
۲. پرده داری و دربانی و خدمت کعبه.

فرهنگ فارسی

پرده داری کردن، خدمت کردن درکعبه، دربانی کعبه
۱ - ( مصدر ) پرده داری کردن ( خانه کعبه یا بتخانه ). ۲ - ( اسم ) پرده داری.
سدانه

فرهنگ اسم ها

اسم: سدانت (پسر) (عربی) (تلفظ: sadānat) (فارسی: سَدانَت) (انگلیسی: sadanat)
معنی: پرده داری و دربانی و خدمت کعبه

ویکی واژه

سدانة
پرده - داری کردن.

جمله سازی با سدانت

💡 نی ز قصد حاسدانت در بدایت شهر تو بر تو چونان بود چون بر آل یاسین کربلا

💡 حاسدانت را عدیل دل بود دائم عنا دشمنانت را ندیم جان بود دائم ندم

💡 از چرخ نیل رنگ چه نالند حاسدانت از سیر کلک تو شده با ناله و غرنگ

💡 بر بندگان گشاده سعادت دهان که هین بر حاسدانت گفته شقاوت که هان و هان

💡 ای پیش تو حاسدانت‌ را سنگی نه در جنب تو دشمنانْت‌‌ْ را رنگی نه

💡 گندناگون تیغ تو چون گند سر بدرود حاسدانت را وزان بر تو کند تحسین ظفر