آذین به معنای زینت و آرایش است که به زیورآلات و آیینهای خاص اشاره دارد. این واژه در فرهنگ و هنر به شکلهای مختلفی بکار میرود و نشاندهنده زیبایی و جلوهگری است. آذین میتواند به تزئینات ظاهری در لباس، فضا یا حتی مراسمهای مختلف مرتبط باشد. به عبارت دیگر، آذین به ما یادآوری میکند که زیبایی و جذابیت بخشی جدانشدنی از زندگی انسانهاست و در هر جنبهای از زندگی میتوانیم به نحوی آن را مشاهده کنیم. این مفهوم نه تنها در هنر و معماری، بلکه در رفتارها و آداب و رسوم اجتماعی نیز نمود پیدا میکند و به ما کمک میکند تا به زیباییهای اطراف خود بیشتر توجه کنیم.
آذین
لغت نامه دهخدا
( آذین ) آذین. ( اِ ) زیب. زیور. زینت. آرایش. آیین
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] آیین، رسم، قاعده، قانون: نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغت نامه: آذین ).
۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاه های آراسته و مزین در جشن ها.
فرهنگ فارسی
زیب زیور
( اسم ) مصغر اذن است گوش خرد گوشک.
نامی از نامهای مردان عرب
فرهنگ اسم ها
اسم: آذین (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: āzin) (فارسی: آذين) (انگلیسی: azin)
معنی: زینت، آرایش، زیور، آیین، زیب، رسم و قاعده، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین
ویکی واژه
(قدیمی): رسم، قاعده، قانون. آیین.
(قدیمی): غرفه و جایگاههای آراسته و مزین در جشنهای.
مترادف کَم، ناچیز در زبان فارسی که همراه با ربط به مخاطب است. آذین بِزِمْ چه چؤخ دِ. کمِت واسه ما زیاده.
جملاتی از کلمه آذین
آذین چو کلام کلک بندد تا در عدن به سلک بندد
سپس گفت آن مرد بی آبروی که بندند آذین به بازار و کوی
چو در مرو گزین شد شاه رامین بهشتی دید در وی بسته آذین