ابهت در زبان فارسی به معنای عظمت، شکوه، و قدرتی است که به یک شخص، مکان، یا چیز خاصی نسبت داده میشود. این واژه به طور کلی به حالتی اشاره دارد که باعث میشود فرد یا شیء مورد نظر در نظر دیگران به عنوان یک موجود با نفوذ و قابل احترام دیده شود.
واژه ابهت برای توصیف شخصیتهای قوی، رهبران، یا افراد با نفوذ به کار میرود. همچنین میتوان از این واژه برای توصیف مکانهای تاریخی یا طبیعی که دارای زیبایی و عظمت خاصی هستند، استفاده کرد.
مثالها:
شخصیت او به قدری ابهت داشت که همه به او احترام میگذاشتند.
این بنای تاریخی با ابهت و زیبایی خود، هر بازدیدکنندهای را مجذوب میکند.
ابهت. [ اُب ْ ب َ هََ ] ( ع اِ )بزرگی. ( وطواط ). بزرگواری. ( دستوراللغة ). شکوه. ( مهذب الاسماء ) ( خلاص نطنزی ). عظمت: امیر مسعود پس از خلعت علی میکائیل بباغ صدهزار رفت و بصحرا آمد و علی میکائیل بر وی گذشت با ابهتی هر چه تمامتر پیاده شد و خدمت کرد. ( تاریخ بیهقی ). این لشکر سوی نسا رفت با ابهتی و عدتی و آلتی تمام. ( تاریخ بیهقی ). فوجی با ابهتی نیکو که قاضی شیراز نبشته بود که آنجای مردم بتمام هست. ( تاریخ بیهقی ). وزیر برفت با حشمتی و ابهتی سخت تمام سوی هرات و با وی سواری هزار بود. ( تاریخ بیهقی ). آنچه بیاید از ابهت و عدّت و خزائن و سلاح و لشکرها از حضرت غزنین و اطراف ولایات بخوانند. ( تاریخ بیهقی ). || راه بزرگ. || بهجت. || تکبر. نخوت. کبر. ( منتهی الارب ).
(اُ بُ هَّ ) [ ع. ] (اِمص. ) ۱ - بزرگی، بزرگواری، عظمت. ۲ - تکبر، نخوت.
بزرگی، جلال، و شکوهی که باعث ترس و احترام در مخاطب می شود.
بزرگی، بزرگواری، نخوت، شکوه وجلال
۱ - ( اسم ) بزرگی بزرگواری شکوه عظمت. ۲ - بهجت شادمانی. ۳ - تکبر نخوت.
بزرگی، بزرگواری، عظمت.
تکبر، نخوت.