لغت نامه دهخدا
حذف کردن. [ ح َک َ دَ ] ( مص مرکب ) افکندن. انداختن. اسقاط. بینداختن. بیفکندن. ساقط کردن.
حذف کردن. [ ح َک َ دَ ] ( مص مرکب ) افکندن. انداختن. اسقاط. بینداختن. بیفکندن. ساقط کردن.
انداختن ساقط کردن
saltare
omettere
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گروه همچنین از سپتامبر تا دسامبر ۱۹۳۹ در جریان عملیات تی۴ و در حذف کردن سیستماتیک عقب ماندهها، بیماران روانی و معلولین مغزی از جمعیت آلمان شرکت داشت. عملیات تی۴ در اصل از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ انجام میشد اما پس از آن نیز کشتارها بهدست آینزاتسگروپن تا پایان جنگ ادامه داشت هرچند از اتاق گاز تنها تا بهار ۱۹۴۰ برای این منظور استفاده میشد.
💡 اینست که گفت جلّ جلاله: وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ، بفتح سین بی همزه قراءت مکی و کسایی است، و وجه این قراءت آنست که همزه را حذف کردند تخفیف را، و حرکت وی با سین دادند. باقی قرّاء وَ سْئَلُوا اللَّهَ خوانند، با ثبات همزه بر اصل خویش، زیرا که همزه عین فعل است، و کلمه امر مخاطبه است، بمنزلت اقطعوا و فضل اینجا بمعنی رزق است، میگوید: حسد مبرید، و روزی از خدا خواهید.
💡 در آرایه فازی اکتیو، به ازای هر المان آنتن، یک تقویتکنندهٔ کوچک وجود دارد که به صورت یکپارچه با المان طراحی میشود. در نتیجه امکان کنترل توان خروجی برای هر المان به صورت جداگانه فراهم میشود. در این حالت پس از دریافت امواج توسط المانها نیازی به حذف کردن شیفت اولیهای که در حالت ارسال ایجاد شده نیست؛ زیرا خروجی هر کدام به صورت جداگانه قابل اندازهگیری است.