خشتمال

لغت نامه دهخدا

خشت مال. [ خ ِ ] ( نف مرکب ) خشت ساز. خشت زن. خشت درست کن. ( از ناظم الاطباء ). قالب دار. ( یادداشت مؤلف ):
چو قالب بیک مشت گل خشت مال
دهان مرا بسته از قیل و قال.وحید ( از آنندراج ).به آبش چو کف تر کند خشتمال
شود خشت و قالب چو بدر و هلال.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(خِ ) (ص فا. ) آن که شغلش درست کردن خشت است، خشت زن.

فرهنگ عمید

= خشت کار

ویکی واژه

آن که شغلش درست کردن خشت است، خشت زن.

جمله سازی با خشتمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خشتمالی عمده‌ترین پیشه شاعر بود و خشت به عنوان نماد و سمبل شعر یغما معروف شد. او ابیات زیادی در شرافت و ارج کار یدی سروده بود و از آنجا که تعلقی وافر به کار خشت داشت، پسوند فامیل خود را چنین نهاد: «شاعر خشتمال نیشابوری».

💡 حِیْدَر یَغْما (۲۰ دی ۱۳۰۲ – ۲ اسفند ۱۳۶۶) شاعر ایرانی و متولد روستای صومعه در شمال نیشابور و در جوار رشته کوه بینالود بود. یغما به سبب شغل اصلی‌اش که در حدود ۳۰ سال از زندگی‌اش را بدان اشتغال داشت، به «شاعر خشتمال نیشابوری» مشهور است. وی فاقد سواد رسمی و کلاسیک بود اما شعر می‌سرود. نوع ادبی مورد علاقه‌ی وی، غزل بود و دیوانش، عمدتا بر این نوع تکیه دارد اما تعدادی رباعی، قصیده، مثنوی و ترکیب‌بند هم در آن دیده می‌شود.

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز