اکتئاب
مترادفها
افسردگی
متضادها
شادی، خوشحالی، سرخوشی
لغت نامه دهخدا
اکتئاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اکتآب. اندوهگین شدن. ( المصادر زوزنی ) ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || حزن. بدحال شدن ازاندوه. ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ):
مالشت بدهم به زجر و اکتئاب
تا نتابی سر تو دیگر ز آفتاب.مولوی.|| اندوهگین ساختن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) اندوهگینی. || دردمندی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) اندوهگین شدن، بدحال گشتن از اندوه. ۲ - دردمند شدن. ۳ - (اِمص. ) اندوهگینی. ۴ - دردمندی.
ویکی واژه
اندوهگین شدن، بدحال گشتن از اندوه.
دردمند شدن.
اندوهگینی.
دردمندی.
جمله سازی با اکتئاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرکه یار او ببالد چون نهال از انبساط هرکه خصم او بنالد چون رباب از اکتئاب
💡 ایّها الباب لم علاک اکتئاب این ذاک الحجاب و الحجّاب
💡 متخصص روانشناسی توضیح داد که اکتئاب یک بیماری واقعی و پیچیده است که نیاز به درمانهای دارویی و رواندرمانی تخصصی برای بهبود بیمار دارد.
💡 بسیاری از افراد در دوران تنهایی و انزوا ممکن است با علائم اولیه اکتئاب روبرو شوند که باید سریعاً با کمک متخصصین بررسی شود.
💡 او مدتها با مشکل اکتئاب دست و پنجه نرم میکرد، اما با شروع فعالیتهای ورزشی و جلسات درمانی، توانست به آرامش ذهنی بیشتری برسد.