عليه
🌐 اتاق زیر شیروانی
حرف اضافه (preposition)
📌 روی
📌 توسط
📌 مانند
📌 بر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آن
📌 او
جمله سازی با عليه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرحتُ الذي الأمر لصديقي حتى لا يلتبس عليه المعنى.
موضوع را برای دوستم توضیح دادم تا معنی برایش خلط نشود.
💡 كان واضحًا أن الأمر عليه مسؤولية كبيرة لا يمكن تجاهلها.
مشخص بود که مسئولیت بزرگی بر دوش اوست که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
💡 استمع القاضي إلى أقوال المدعی عليه قبل أن يطلب الوثائق الرسمية.
قاضی قبل از درخواست اسناد رسمی، به اظهارات متهم گوش داد.
💡 وانجرفت وراء فكرة إعادة البيت إلى ما كان عليه
او غرق در این فکر بود که خانه را به حالت سابقش برگرداند.
💡 ظلّ يَهجّ في الحديث حتى قطع عليه صديقه الكلام.
او همینطور پشت سر هم حرف میزد تا اینکه دوستش حرفش را قطع کرد.
💡 إن عليه أن يسلّم التقرير قبل نهاية الأسبوع.
او باید گزارش را قبل از پایان هفته تحویل دهد.
💡 رأيتُه في السوقِ ال وهو يحملُ أكياسًا كثيرةً ويبدو عليه التعبُ الشديد.
او را در بازار دیدم، کیسههای زیادی حمل میکرد و بسیار خسته به نظر میرسید.
💡 كان اللق الذي عثروا عليه قديمًا ومغطى بالغبار في الزاوية.
طلسمهایی که پیدا کردند، قدیمی و خاکگرفته در گوشهای افتاده بودند.
💡 بدا القصر أمجَل عند الغروب، حيث انعكست عليه أشعة الشمس الذهبية.
این کاخ هنگام غروب آفتاب زیباتر به نظر میرسید، زیرا پرتوهای طلایی خورشید بر آن منعکس میشد.
💡 إن عليه أن يعتذر عن التأخير الذي حصل صباحًا.
او باید بابت تاخیری که امروز صبح رخ داد عذرخواهی کند.
💡 سألنا المدرّس عن العما الذي نعتمد عليه في هذا الاستنتاج.
از معلم پرسیدیم که بر چه اساسی به این نتیجه رسیدهایم.
💡 تقدم أكال قليال وإذا أراد محمود المزيد كان عليه أن يطلب
مقدار کمی غذا تعارف شد و اگر محمود بیشتر میخواست، باید درخواست میکرد.
💡 ويوم تعامل مع البنك ْ ضاعت عليه فرص كثيرة ي ال من أجل أسرته
و روزی که با بانک سر و کار پیدا کرد، فرصتهای زیادی را برای تأمین معاش خانوادهاش از دست داد.