سامیز

لغت نامه دهخدا

سامیز. ( اِ ) بمعنی فسان ، و آن سنگی باشد که بدان کارد و شمشیر و امثال آن تیز کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). سنگ کارد و تیغ.( رشیدی ). قس ، سامان. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ عمید

= سان۴

فرهنگ فارسی

بمعنی فسان و آن سنگی باشد که بدان کارد و شمشیر و امثال آن تیز کنند

فرهنگ اسم ها

اسم: سامیز (پسر) (فارسی) (تلفظ: sāmiz) (فارسی: ساميز) (انگلیسی: samiz)
معنی: سامان، فسان، سنگی که با آن کارد و شمشیر و امثال آن را تیز کنند، سنگ کارد و تیغ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم