گلیار

لغت نامه دهخدا

گلیار. [ گ ُل ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد که در 17هزارگزی جنوب مهاباد و هزارگزی خاور راه شوسه مهاباد به سردشت واقع شده است.هوای آن سرد و سکنه اش 79 تن است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات ، توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد

فرهنگ اسم ها

اسم: گلیار (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol yār) (فارسی: گليار) (انگلیسی: gol yar)
معنی: یار و همنشین گل، دارنده ی ( صفات ) گل، ( مجاز ) زیبارو و لطیف، ( گل، یار ( پسوند دارندگی ) )، ( گل + یار ( پسوند دارندگی ) )، نام روستایی در نزدیکی مهاباد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم