کلاژ
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
اسم فارسی عقعق است . پرنده ایست سیاه و سفید از جنس کلاغ که آنرا عکه و کلاغ پیسه گویند و بعربی عقعق خوانند. یا لوچ . کاج یا زنگ وزغار
دانشنامه عمومی
تکنیک چسباندن عکس یا تکه های عکس برای ایجاد یک ترکیب جدید فوتوکلاژ یا فتومونتاژ نامیده می شود. انواعی از تکه چسبانی هم وجود دارد که شامل مواد دارای حجم مانند تکه های چوب، ظروف شکسته، دکمه، پیچ و مهره یا هرچیز سه بعدی دیگر بر روی یک سطح می شود.
اصطلاح «کلاژ» را اول بار نقاشان سبک کوبیسم ژرژ براک و پابلو پیکاسو در آغاز قرن بیستم ابداع کردند. پس از آن نقاشان کوبیست، دادائیست و سوررئالیست این تکنیک را به کار می گرفتند. هانری ماتیس، کازیمیر ماله ویچ، دیوید هاکنی و بسیاری هنرمندان دیگر نیز آثاری را با این روش خلق کرده اند.
این تکنیک ابتدا در زمان اختراع کاغذ در چین در حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد به کار رفته است. اما تا قرن دهم میلادی که توسط خوشنویسان ژاپنی به کار گرفته شد، عدهٔ زیادی از مردم از آن استفاده نمی کردند. تکه چسبانی در قرن سیزدهم میلادی به اروپای قرون وسطا رسید. ورقه های طلا در کلیساهای سبک گوتیک قرن پانزده و شانزده به کار گرفته شدند. سنگهای قیمتی و فلزات گرانبها در ساخت تصاویر مذهبی، شمایلها و نیز نشانها ( نقوش پرچمی ) استفاده شدند. یک مثال قرن هجدهمی از تکه چسبانی را می توان در کارهای هنرمند بریتانیایی ماری دیلِینی دید.
در قرن نوزدهم روشهای تکه چسبانی همچنین در ساخت یادگاریهایی مانند آلبوم عکس و نیز کتابها به کار گرفته شد. بسیاری آغاز به کارگیری تکه چسبانی را به پیکاسو و براک در سال ۱۹۱۲ نسبت داده اند، با وجود این با توجه به فوتوکلاژهای دوره ویکتوریا، می توان گفت که روشهای تکه چسبانی در اوایل دههٔ شصت قرن نوزدهم میلادی مورد استفاده بوده است. البته بسیاری افراد این دسته از کارها را تنها به عنوان یادگاری و سرگرمی می شناسند.
پیشینهٔ تکه چسبانی را می توان تا صدها سال پیش دنبال کرد، اما ظهور دوبارهٔ این تکنیک به عنوان یک فرم هنری جدید در اوایل قرن بیستم میلادی اتفاق افتاد و به یکی از تکنیکهای محبوب هنرمندان نوگرا تبدیل شد. برخی صاحب نظران هنر بر این عقیده اند که باوجود استفادهٔ روشهای کلاژمانند تا پیش از قرن بیستم، تکه چسبانی به واقع تا سالهای پس از ۱۹۰۰ و همزمان با نخستین مراحل نوگرایی ( مدرنیسم ) شکل نگرفت.
دانشنامه آزاد فارسی
تابلوی مرتس، اثر کورت اشویترس
(یا: تکّه چسبانی) در فرانسوی به معنای «تکه چسبانی» یا «قطعه کاغذ آویزی». در هنر به چسباندن مواد مختلف، همچون بریده های روزنامه، تکه های پارچه، یا کاغذ دیواری بر روی بوم یا هر سطح مناسب دیگر گفته می شود که اغلب با طراحی یا نقاشی ترکیب می شوند و تصویر یا طرحی را پدید می آورند. هنرمندان نخستین بار در اوایل قرن ۲۰ از کُلاژ بهره گرفتند. در ۱۹۱۲ ژرژ براک و پابلو پیکاسو نخستین هنرمندان نامداری بودند که این اسلوب را به کار بردند و آن را رواج دادند. طولی نکشید که کُلاژ از ویژگی های شاخصِ کوبیسم شد. جنبش های دیگر، به ویژه دادا و سوررئالیسم، متعاقباً از این اسلوب بهره بردند و حتّی اشیای سه بعدی را بر بوم یا زمینه نقاشیِ خود منضم می کردند. در میان دادائیست ها، کورت اشویترس فعالیت هنری خود را به کُلاژ منحصر ساخت، و با استفاده از مواد دورریختنیِ پیش پا افتاده، همچون بلیت باطل شدۀ اتوبوس و تکه های ریسمان، کلاژِ خاص خود را با نام مرتس، پدید آورد. نامدارترین هنرمند سوررئالیست که از این اسلوب استفاده کرد، ماکس ارنست بود که برای خلق تصاویر نو و نامأنوس، بریده هایی از چاپنقش های قرن ۱۹، را در کنار هم قرار می داد؛ ارنست به این ترتیب «نوآوری های کلاژ» خود را صورت بندی کرد. آلبرتو بوری، هنرمند ایتالیایی، از خلاق ترین هنرمندان متأخر این سبک بود که از تکه های گونی در آثارش بهره برد.