کلمهی «غضائر» جمع «غضاره» است و در زبان فارسی و عربی معانی گوناگون و جالبی دارد که ریشه در کاربردهای کهن دارد. «غضاره» در اصل به معنی گل یا سفال سبزرنگ چسبنده و خوشبو است که در گذشته برای ساخت ظرفها، بهویژه کاسههای سفالین و تغارهای سبزرنگ، استفاده میشد. در برخی متون قدیمی، غضاره را خاک نرم و بیریگ دانستهاند که از آن ظروف سفالین ساخته میشده است. این واژه در منابع لغوی همچون منتهیالارب و المنجد، به معنای سفال سبزی که برای دفع چشمزخم به کار میرفته نیز آمده است. در زبان فارسی کهن، «غضاره» بهویژه در آثار طبی و ادبی همچون ذخیره خوارزمشاهی و سندبادنامه، به معنای کاسه یا تغار سفالین به کار رفته است. علاوه بر معنای مادی، در زبان عربی «غضاره» و «غضائر» معانی نعمت، فراوانی، گشادگی و خوشی زندگی نیز دارند، و در متون عرفانی یا ادبی گاه به مفهوم نضارت و تازگی اشاره دارند. بنابراین، این واژه هم بُعد مادی دارد (ظرف و سفال)، هم بُعد معنوی (فراخی و سرسبزی زندگی).
غضائر
لغت نامه دهخدا
غضائر. [ غ َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ غَضارة. ( اقرب الموارد ). رجوع به غضارة شود.
جمله سازی با غضائر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با در نظرداشت تاریخ گذشتهٔ غزنی، این ولایت درسابق از حیث تاریخی و علمی، به یک مرکز عرفان و ادب در بین ولایات شهرت داشت. صدها عارف، شاعر و نویسندهای همچون سنایی غزنوی، حسن غزنوی، مسعود سعد سلمان، فرخی سیستانی، فردوسی طوسی، عنصری بلخی، عسجدی مروزی، منشوری سمرقندی، کسایی مروزی، غضائری رازی، ابوریحان بیرونی و… از بلاد مختلف، در دوران سلطان محمود غزنوی در این ولایت گرد آمده بودند.