تکبر منافقان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تکبر منافقان (قرآن). نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
منافقان، مردمى متکبّر و خودبرتربین:۱. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ....
بقره/سوره۲، آیه۸.
۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص ۱۷۷، «نفق».
...

جمله سازی با تکبر منافقان

4- مؤ منِ ترسو، از منافق جداست. ترسو كمك مالى مى كند،ميل قلبى براى جهاد هم دارد. امّا منافقان، نه كمك مى كنند و نهميل كمك دارند.(كرهوا ان يجاهدوا)
قوله: وَ الْمُنافِقِینَ ای محمد! و منافقان را فرمان مبر، عذر دروغ ایشان مپذیر و سخن ایشان مشنو، ایشان دو رویان‌اند و سخن‌چینان.
تمديد ميقات موسى (عليه السلام ) از سى شب بهچهل شب، نيز سبب شد كه شايعه مرگ موسى (عليه السلام ) آنچنان كه در بعضى ازتفاسير آمده بوسيله بعضى از منافقان، در ميان بنىاسرائيل نشر شود.
بخش پنجم - به داستان (زينب ) دختر (جحش ) كه روزى همسر پسر خوانده پيغمبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) (زيد) بود و از او جدا شد، به فرمان خدا با پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ازدواج كرد و دستاويزى براى منافقان گشت قرآن در اينزمينه پاسخ كافى به بهانهجويان مى دهد.
يعنى: ((اى رسول ما!) چون منافقان (رياكار) نزد تو آمده گفتند كه ما به يقين و حقيقت،گواهى مى دهيم كه تو رسول خدا هستى (فريب مخور) خداوند مى داند كه تورسول او هستى. و خدا هم گواهى مى دهد كه منافقان سخن (به خدعه و مكر) دروغ مىگويند)).
1- تلاش منافقان بيهوده است، چون خداوند هم از درون و نياتشان آگاه است و هم بموقع، افشاگرى مى كند. (يعلم اللّه ما فى قلوبهم )