ویکی واژه
(شاعرانه): مانندِ آفتاب در درخشندگی و تابش. ماه پروین از خجالت رخ فرو پوشد اگر/ آفتابآسا کند در شب تجلی روی تو. »سعدی»
(شاعرانه): مانندِ آفتاب در درخشندگی و تابش. ماه پروین از خجالت رخ فرو پوشد اگر/ آفتابآسا کند در شب تجلی روی تو. »سعدی»
💡 نیمشبخیزان مشرق را ز زرّ مغربی آفتابآسا بعینه بر سر افسر بستهاند
💡 آفتابآسا قوی شو، ورنه، گر مانی ضعیف چون هلال مه فلک پشت تو را خم میکند
💡 من ز من چو سایه و آیات من گرد زمین آفتابآسا رود منزل به منزل، جا به جا